http://ap1.persianfun.info/img/92/1/Namayeshe%20Ehsas%2011/17.jpg

جمعه سوم مرداد 139321:26 Me |
かわいい のデコメ絵文字بهونه که می گیره
نق که میزنه
かわいい のデコメ絵文字
かわいい のデコメ絵文字بی حوصله
که میشه

یعنی دل تــــنــــــــــــــــگــــــــــــــــــــه
かわいい のデコメ絵文字
かわいい のデコメ絵文字قهر که می کنه
لوس که میشه
かわいい のデコメ絵文字
かわいい のデコメ絵文字یعنی بـــــــــــــــی تـــــابـــــــــــــه
یعنی کــــــــــم دارتت
かわいい のデコメ絵文字
かわいい のデコメ絵文字به همین سادگی!!!
زیاد پیچیده نیست
かわいい のデコメ絵文字
かわいい のデコメ絵文字فهمیدنِ حالِ زنی که عــاشق شده.....!♥
جمعه سی و یکم مرداد 139320:47 Me |

در مردها حسی هست که اسمشو میذارن


 "ﻏﯿﺮﺕ"


ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺣﺲ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎ ﻣﯿﮕﻦ


"ﺣﺴﺎﺩﺕ"

 

ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻫﺮﺩﻭﺷﻮﻥ ﻣﯿﮕﻢ


"ﻋﺸﻖ"


.ﺗﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺒﺎﺷﯽ :ﻧﻪ ﻏﯿﺮﺗﯽ ﻣﯿﺸﯽ ﻧﻪﺣﺴﻮﺩ!!!

جمعه سی و یکم مرداد 139320:26 Me |

ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و نهم مرداد 139321:27 Me |

سلام سلام سلام

عاقا من دیشب اصلا نخوابیدم

تا ساعتای 3 صبح بیدار بودم

سرم بشدت درد میکنه

فک کردم از فشاره

فشارمو گرفتم 10 رو 7.

نمیدونم اما همیشه فشارم 12 رو هشته ...

الان داری اس میدی سربسرم میذاری ...

شماره خونمون رو از کجا داریییییییی؟بلایی هااااا

الان سرم و چشام درد میکنه

بعدا قضیه دیشب و حرفای امروزتو مینویسم ...

دوست دارم با همه وجوووود ....

چهارشنبه بیست و نهم مرداد 139311:34 Me |
کسی را دارم....
که انقدر برایم کسی هست که
نگاهم دنبال کسی نیست
و
هزاران بار فریاد زده ام و میزنم که دیگر
کسی به چشمانم نمی آید "هرگز"
و هیچ نگاهی،
دلم را نمی لرزاند "هرگز"
تنها یک نفر هست که همانند
گنجینه ای گرانبها در دلم جای گرفته !
انسان که سهل است،
وجودش را به دنیا هم نمی دهم!

دوشنبه بیست و هفتم مرداد 139319:1 Me |
هعییییییییی

خیلی دیلم گیریفته

اس اومد تو بودی خیلی خوشحال شدم

گفتم حتما حالمو پرسیدی که بهتر شدم یا نه!

اما فقط راجب فرمت فرمولا و شکلای گزارش پرسیده بودی


ادامه مطلب
یکشنبه بیست و ششم مرداد 139321:10 Me |
شلام شلام

دیشب خونه داییم بودیم ...

شارژ هم نداشتم

از ظهر ازت خبر نداشتم ...

آخرای شب بود اس دادی چطوری گلم ؟

با گوشی آبجیم اس دادم

دوتا پیام دادیم و بعدش  شب بخیر گفتیم

رسیدیم خونه آبجیم گفت اس اومده برا توئه

نوشته بودی : ... ( اسمم )

گفتم جانم

گفتی فلان کارارو بکن که موقع خواب اذیت نشی ( تو پیامهای قبلی بهت گفته بودم حساسیت دارم باز و بینیم کیپ شده )

الهیی فدات بشم که نگرانم بودی خوابت نبرده بوده ...

بعدش بهت گفتم اگ کار داشتی به خودم اس بده صبح که شارژ کردم جوابتو میدم و شب  بخیر گفتم .

صبح پاشدم که دوتا اس داده بودی دیشب...

یه شارژ برام فرستاده بودی دیفووونههه

فدات بشم همش شرمندم میکنی بخدا...

گفتی خب دیگه حالا شارژ داری بهم صبح بخیر بگی

فدات بشم

صبح ساعتای 8-9 بیدار شدم باهم اس بازی کردیم و صبونه وبعدش دوباره من خوابیدم تا ساعت 1!!!

الان بهت اس دادم حالم خوب نیست ... دلم گیریفته ...

اس دادی میشه بزنگم!!!

گفتم نه!!!خیلی دوست داشتم بحرفم اما نمیشد.

میدونم میخواستی حالمو بیاری سرجاشبهت اس دادم به کارهات برس...

من موندم و دلتنگیم ...

چگد دوست داشتم باشی و روحیمو عوض کنی... نشد ...

روز مزخرفی بود برام امروز... همش بیحال و مریض و خواب و تنها

یکشنبه بیست و ششم مرداد 139314:3 Me |

ینی عاششششخشم

الان اس داده :

ببخشید مزاحم شدم مهرتون تو دلم جامونده بود گفتم دنبالش نگردی ...

 

من : فدای دل مهربونت بشمممممم من

جمعه بیست و چهارم مرداد 139320:34 Me |
خدا جونم

میگن دم اذونی هرچی از خدا بخوای بهت میده ...

خدا غروب جمعست

منم میخوام خواستمو بگم و فقط از خودت بخوام

اللهم صل علی محمد و آل محمد

خدا موانع رسیدن من و پیشی به همدیگه رو بردار ...

اللهم صل علی محمد و آل محمد


ادامه مطلب
جمعه بیست و چهارم مرداد 139319:53 Me |

خداجونم

پیشی جونم رفته مسافرت یه روزه

خدا خیلی مراقبش باش...

بهش خوش هم بگذره ایشالا

پنجشنبه بیست و سوم مرداد 139321:43 Me |
آخخخخ که چگده دیلم برا صدات تنگ شده بود ..

تازه از پیاده روی اومده بودم ... ولو شده بودم رو مبل ... 

بهت اس دادم : زنگ بزنم یا میزنگی؟

"دوست داشتم وقتشو داشتی باهم میحرفیدیم"

دیدم جواب ندادی گفتم حتما کار داری یا ندیدی اس رو ...

همونجوری خوابم برده بود..

باورت میشه تو همون چند دقیقه خواب دیدیم گوشیم داره زنگ میخوره و اونم تویی!!!

چشامو باز کردم گوشیمو برداشتم دیدم داری زنگ میزنیییییییییییی ... خدایاااااا ... چقدر قشنگ بود اون لحظه!!!

کلی باهم حرف زدیم ... خیلی خوب بود ... دیلم یه ذره شده بود برا صدات .... شیطنات ... شاد بودنات ...

کلی سر به سرم گذاشتی هاااا ... تلافی میکنم ....

دقت کردی کنار هم چقدر شادیم؟!!!

عاشقتم عشقم ...

 

پنجشنبه بیست و سوم مرداد 139316:49 Me |
عاقا یه چیزی

چرا همش بیام از دعواهامون بنویسم...

لحظات خوبمون خیلی بیشترن خیلی خیلی خیلی عشخم ..

نمیدونی چه انرژی ای میدی بهم هروقت اسممو صدا میزنی ... آرامشییییی میگیرم که نگووووووو...

عاقا یادتهههه؟

روز اول اولی که اومدی باهام صحبت کردی؟یه گل رز تو آستینت گایم کرده بودی بعدش گل پوچ کردی؟

منم بلافاصله درست حدس زدم!!!بدون هیچ شکی!!!یه حس اطمینان بود نمیدونم ...

هنووووزم دارمش هاااا ... یادگاری عشخمه ...

میدونستی نارنجی دوست دارم ...

دوتا مداد اتود نارنجی خریدی برا خودمون ... اونجا هم گل پوچ کردی و درست حدس زدم...

مال خودت خونتونه اما من تو کلاس ازش استفاده میکنم ...

اصن تو دستم که میگیرم بهم امرژی میدهههههههه...

یبارم تو کلاس نشسته بودم رد شدی میخواستی برش داری نذاشششششششششتم

آها اون روز اول !!! از کلاس میخواستیم بریم بیرون

اینگده حواست رو من بود و داشتی نیگام میکردی که گوشیتو تو کلاس جاگذاشتی...

تو سرویس کنار هم نشسته بودیم که یهو یادت اومد رفتیم گشتیم نبود ...

به آبدارخونه و اینا گفتی...

هفته بعدش هم داشتی تو خیابون بهم اس میدادی که تصادف کردیالهی فدات بشم پیشونیت خش برداشته بود .

بستنی و عابر بانک رو هم بگم یا یادته؟!!!

وااااااای کیک آورده بودی تعارف کردی آخرش دوتیکه جدا آوردی برا من ... دخترا گفتن براچی بهت داد

منم گفتم سهم خواهرزادمهههه... اما حسابی زوم کده بودن رومون ... فهمیده بودن خیلی هوامو داری ..

یا اون روزی که بادوم میخوردیم ... میذاشتی دهنماز طرفی دوس داشتم و از طرفی هم خلاجت میکشیدم...

لحظه هایی که دارم راه میرم و دستاتو میذاری زیر چونت و چشات برق میزنه و نیگام میکنی رو خیلی دوس دارم ...

یا وختایی که یه پیام میدی که فقط اسممو نوشتی ...

منم میگم جون دلم عشخم

هیچی نمیگی

میگم بوگوووو عشخم جیگرم

بعدش میگی :

خیلی دوست دارم.

مث امرزو ... یک ساعت پیش

یا وختایی که دارم ارائه میدم ... نیگا نیگا میکنی یه لبخند خوشگل دخترکش هم رو لباته ...

ینی اون لحظه میخوام از اونجا بپرم بگلت هااا ...

نه خودم میفهم چی دارم ارائه میدم نه تو و نه بقیه

عشقمو عشقهههه بیخیال بقیهههه.

خیلی کوکوسبزی دوس دالی بخصوص ک زرشک هم برات میریزم توش.

هوس کیکهاتو کردم ... خیلی خوشمزه ان خیلیییییییییییی مث خودت مث حرفات

یبارم که تو کلاس منتظرم بودی تا اومدم تو پخخخخ کردی ... من نترسیدماااا

هعیییییی یادش بخیر ... کفشاتو لگد میکردم ... چرا دردت نمیومد؟

این روزا همیشه عکساتو نیگا میکنم نیگات میکنم لبخند میزنم میگم دیوونه... دیوونه شدم هااا

نمیدونم چطوری بگم اما عشقم ...

قبول دارم مقصر همه این دعواها منم ... همش عصبانیت میکنم ... دیوونم دیجههههه ...

اما باور کن تو تنها و اولین مردی هستی که قلبم اینطور براش میتپه ... حتی وخت دعوا ...باور کن!

دوست دارم نفس من...

فقط من حق دارم بهت بگم نفسم

چهارشنبه بیست و دوم مرداد 139319:3 Me |
الهی بمیرم برا عزیز دردونم

یکی یدونه قلبم

همه وجودم

زندگی من

این روزا فشار زیادی روته ...

بخدا درکت میکنم ...

منم همش ذهنم درگیره ... هرلحظه بیادتم.

داری همه تلاشتو میکنی که همه چی جور بشه ... ایشالا میشه ...

باور کن من فقط فقط مال خودتم ...

یکی یدونه قلبمیییییییییی

چهارشنبه بیست و دوم مرداد 139318:43 Me |

فقط کنارم باش ...

بگذار استواری قدمهایت نیروی پاهایم باشد

و نگـــــــــــاهت

بگوید که سکوتم را میخوانی

و لبخندتــــــــــــــ

وقت پرحرفی هایم بگوید مشتاقانه همراهمی

تنها با من قدم بزن

تا عاشقی را کودکی کنم ...

چهارشنبه بیست و دوم مرداد 13939:58 Me |

چرا حرفهاتو بهم نمیزنیییییییییی

 


ادامه مطلب
دوشنبه بیستم مرداد 139315:53 Me |

همیشه آخر قصه یکی راهی شده رفته 
یکی مبهوته و یاد روزای رفته می‌افته 

نه اون که میره می‌خواد و نه اینکه مونده می‌خنده 
شاید این جوری قسمت بود، چی میشه بی تو آینده 

چی میشه بی تو روزایی که هر لحظه‌ش یه دنیا بود 
نمیشه بی تو خندید و نمیشه فکر فردا بود 

تموم لحظه‌هام آهِ خیال با تو بودن شد 
چه روزایی که پژمرد و چه رویایی که پرپر شد 

یه عمره با خودم تنها ولی سخت میشه عادت کرد 
نمیشه رفته باشی تو، نمیشه اینو باور کرد 

خیابونای تاریک و یه از خود بیخود شبگرد 
یه مشت رویای تو خالی، همه دلتنگتن برگرد 

چی میشه بی تو روزایی که هر لحظه‌ش یه دنیا بود 
نمیشه بی تو خندید و نمیشه فکر فردا بود 

تموم لحظه‌هام آهِ خیال با تو بودن شد 
چه روزایی که پژمرد و چه رویایی که پرپر شد

دوشنبه بیستم مرداد 13939:12 Me |

نیستی...

دلم خیلی تنگته ...

از دیشب منتظرم یه پیام بدی اما هر دفعه گوشیمو چک کردم خبری نبود!!!

این روزا صدا از گوشیم در نمیاد

دوشنبه بیستم مرداد 13939:5 Me |

چقدر سخته روزهای بی توو


ادامه مطلب
یکشنبه نوزدهم مرداد 139319:48 Me |
آهاااااااااای خانوم به اصطلاح سارا...

اولا آدرس وبتو میذاشتی تا بیام اونجا جوابتو بدم ...

دوما راجع به کسایی که ندیدی و نمیشناسی قضاوت نکن

سوما تو اولین قدم خودتو اصلاح کن ...

چهارما واااااااای به حال اونی که قراره با تو زندگی کنه ...

این وب رو نساختم تا آدمای به دوران رسیده و باصطلاح خودتون فکر باز و فهمیده بیان راجب من و پیشی نظر بدن ...

حرفتو قبول ندارم ... چرا که برای حفظ زندگی مشترک طرفین باید بخشش و گذشت داشته باشن ...

هیچ آدمی .... هیییییییییچ آدمی حتی خود توووو کامل و صد در صد صفاتشون خوب نیست !!!

اینو بفهم و یاد بگیر گذشت رو تا تو زندگیت موفق بشی!

پیشی تو عصبانیت یه حرفایی میگه اما در مقابل صفات خوبش اینقدر زیاد هست که بشه از این یه اخلاق چشم پوشی کرد ... چرا که بلافاصله بعدش خودش متوجه هم میشه ...

 

+++++++

در جواب کامنت دوم :

ساراجان ... لحن و مدل نصیحت کردن خیلی مهمه!!!! واژه هایی رو بکار بردی که آدم رو عصبی میکرد ... بخصوص که نشناخته داشتی قضاوت میکردی ...

در هر صورت ممنون که اومدی وبم ( قبلا وب مال دو نفر بود ، که نفر دوم هیچوقت از وجود این وب باخبر نشد!!!).

 

جمعه هفدهم مرداد 139318:53 Me |

خدااا ببین ما که هم رو دوست داریم ...

همه چی رو حل کن دیگهههه


ادامه مطلب
پنجشنبه شانزدهم مرداد 139321:44 Me |

رمزش چهار رقم آخر شمارته

 

دعوا کردیم حسابی

کلی بد وبیراه گفتی

اما ده دقیقه بعدش بهم اس دادی فدات بشم...

اما پیشی بدون ...هرچقدر هم بگی بازم دوستت دارم حتی همون لحظه

 


ادامه مطلب
یکشنبه دوازدهم مرداد 139318:39 Me |

عاشختم ...

منو ببخش ...

دلیل همه دعواها و دلخوری ها فک کنم لجبازی های منه ... زودرنجی های منه

 


ادامه مطلب
شنبه یازدهم مرداد 139317:14 Me |

++تا وختی خونتون بودی چسبیدی به درس و کار

 

++تا رفتی شهرستانتون و روستاتون هم که بهت حسابی خوش گذشته

 

+++در هر دو صورت یه حالی هم از من نپرسی یوخت هااااااااا!!!!

 

خوشحالم که بهت خوش میگذره ...

 

پش من چیییی عاگاااااااااا

چهارشنبه هشتم مرداد 139323:46 Me |
یوهو یوهو سلام

 

+ بی دلیل خوشحال نیستم ... داریم به شنبه نزدیکتر میشیم

 

+هرچند هنوووووووووز ارائمو آماده نکردم ... اماخوشحالم

 

+تا ده دقیقه پیش داشتیم با پیشی اس میدادیم

 

+خوابید عزیز دلم ... من بیدارم اماااااااا

 

+دیروز قبل افطار پیام داد ... آخخخخخ که چقدر دوست داشتم پیام بده

 

+اما جواب ندادم بعد افطار هم دو تا داد بعد جواب دادم

 

+کوفت!!!مرض ندارم که ... کار داشتم وقت نشد جواب بدم

 

+آخر شب حرف تو حرف شد بهم گفت بعدنا میرم زن دوم میگیرم

 

+گفتم خو چه کاریه اولی رو نگیر

 

+گفت نه شما رو دوس دارم حتما میگیرم ... بعدا میرم دومی رو میگیرم

 

+نمیدونم حرفاش شوخی بود یا جدی یا هرچی!!!!

 

+فقط میدونم حسابی گریه کردم

 

+گفتم بمن ربط نداره اصلا برو ده تا بگیر ... چون من دیگه هیچکدومش نیستم

 

+گفتم دیگه هم بحث غیردرسی با من نکن

 

+گفت نه ببخشید نههههه من فقط تورو میخوام

 

+گفتش تو همه آرامش منی وخیلی دوست دارم

 

نمیدونم من چی گفتم که جواب داد :

 

+بحث غیر درسی نمیکنم ... اولویت اول و دوم و سومم تویی ... فقط یه بانو دیدم و خواهم دید فقط خودت!

حالا بصورت درسی بخواب!

 

+عاقا منو میگی صورتم پر اشک بود هاااااا

زدم زیر خندههههه

 

+گفتمش آخ اگ بودم چنان موهاتو میکشیدم کچل بشی دگ اسم زن دوم نیاری جیغ بزنی

 

+گفت : کچل هستم

 

+گفتم مادرزاد که کچل نیستی ...

 

+ گفت خب کچلم میکنی دیگه بهم زن دوم هم نمیدن

 

+گفتم امشب بد اشکمو درآوردی منتظر باش تلافی کنم

 

+کل ناراحت شد و معذرت خواهی کرد !!!! خیلی مهربونه

 

+اما دلیل این حرفاشو و زن دوم رو متوجه نشدم هاااااااا خیلی جدی بود

 

+نهایتا هم گفت که فقط منو میخواد و زن دوم کجا بود!

 

+خودمونیماااااااااا حسابی دیشب گریه کردم بخداااا ... تصورش هم برام سخته

 

اینو بفهم عشقم :

من نمیخوام تو رو با کسی تقسیم کنم... فقط برای من باش ... همانطور که من فقط برای تو هستم

 

 ALAN DAR TARIKHE 24 MORDAD :

کاملا مطمئنم که حرفاش شوخیییییییییییی بوده

چهارشنبه هشتم مرداد 13931:49 Me |

ادامه مطلب
دوشنبه ششم مرداد 139310:58 Me |

ادامه مطلب
یکشنبه پنجم مرداد 139319:16 Me |
استادمون نمره ها رو زده بود

هرکارکردم سایا باز نشد برام

بهش اس دادم نمره هارو زده چند شدی؟

یوهوووووووووووو 20 شده بود

آخخخخخخخ که فداش بشم

اگه پیشم بود یه جاااااایزه توپ داشت

عشقه منه دیگه

برا منم بالاخره باز شد

من 19.5 شدم

مطمئن بودم بیست میشه ... 6واحد تا الان بیست ...

هوراااااااااا

ساعت یک شب بهم اس داد :

فلانی ...

گفتم بله؟

من بااید با شما ازدواج کنم ...

باید موانع رو سریع و محکم بردارم ...

گفتش نه چیزی نشده ...

باید تکلیفم تو تابستون معلوم بشه . گفتش کلا روزشو داشته به این موضوع فکر کرده ...

فداش بشم

گفتش باید عجله کنم . باید زودتر بدستت بیارم ...

گفتم باید فکرامو بکنم

گفت چگد فکر میکنی آخهههه؟ زود فکراتو بکن دیگهههه ... فدات بشم من ایشالا

گفتم من فکرامو کردم

گفتش پس بهم نگو تو خماری بمونم تا ااا روز عقد ایشالا

بهش گفتم : من یکمی شک دارم ( الکی گفتم هاااا )

گفتش :

هرچی شما بگی .

ایشالا شکتونم برطرف میشه ... قول میدم .

بعد سحری بهم اس داد :

فلانی فقط خدا میدونه چگد دوست دارم

خب منم دوسش دارم خووووووووووب

خدا زودی همه چی رو درست کن ...

گفتش روز قدسه میره راهپیمایی ...

منم به بابا گفتم بیدارم کنه منم باهاش برم

تا 6صبح بیدار بودم داشتم به آینده من و اون فکر میکردم فکرهای مثبت

ایشالا که همه چی جور بشه

 

جمعه سوم مرداد 139321:48 Me |

جمعه سوم مرداد 139321:27 Me |
یوهووووووووو شمارش معکوس شروع شد

خدا زود 11ام بشه لدفااااااا

دیشب بهم اس داد :

فرشته مهربون ... دوست داری چطوری قدرتو بدونم؟

گفتم ینی چی ؟

گفت خب مهربونیاتو چطوری جبران کنم؟

گفتم ینی چی؟

گفت : با کادو یا بوس و ....؟

گفتم الان که نه ... اما بعدنا با همه چییییییی.... هممممشو دوس دالم

گفت چه کم اشتها؟ترش نکنی یوقت ؟

گفتم : نخواستم هیچی...خسیس...

گفتش: چه زودم بهش برمیخوره ... باشه بابا شما جون بخوا...

گفتم :برنخورد

سکوووووووووووت

اس دادم :

دوست دارم الان اس بدی ...

گفتش تو جون بخواه...

گفتم نچ

گفتش بوس بخواه

گفتم نهههه جیزههههه

گفتش آخ جون ... بوس زورکی دوس دارم

ینی از رو نمیره هااااا

خیلی دوسش دارم خیلی ...

خلاصه گفتم دوس دارم برم وسط خیابون قدم بزنم

گفتش خودم هرجا بخوای میبرمت ...

تنها جایی نرو ...

حتی خواب باشم هم خودم میام باهات

خیلی دوست داشتم بود و باهم تا صبح حرف میزدیم میخندیدیم...

سحری بهش اس دادم

جواب نداد گفتم نکنه خواب مونده باشه

زنگ زدم نامرد جواب داد

میو میو میکرد

منم ساکت بودم و آخرش گفتم پیشتههه

بعدش گفت خخخخخخخ مثلا ترسوند

انگده خندیدم ...

بهش اس دادم ساعت 3 صبحه انقدر سرحالیییییی؟

میگه خب مزاحم تلفنی به این باحالی دارم سرحال نباشم؟

گفتم اونوخه جواب همه مزاحماتو اینجوری مهربون میدی؟

خلاصه کلی اس دادیم ...

همش بهم میگه تو رو خدا به خودت برس

میوه و گوشت زیاد بخور ... توپول موپول بشی ...

میگه جیگر میگر خودمییییی بلا

خیلی عاشخشم هااااااا ...

الانم مطمئنا درحال ترجمه و تایپه ....

چهارشنبه یکم مرداد 139323:33 Me |